تبليغاتX
 Persian Gulf
به تارنگار راه راستی خوش آمدید راه راستی - «چه گفت زرتشت»

«چه گفت زرتشت»

چند سالی‌ است که افتخار آشنائی و دوستیبا نویسنده‌ای جوان و متفکر را داشته ام که علاوه بر تحقیق و فعالیت‌های فرهنگی، از هیچ کوششی در مسیر روشنگری و آگاهی‌ ایرانیان دریغ نمی ورزد. کتابی‌ به قلم خودش به نام سقوط تخت جمشید ( انتشارات ضریح آفتاب) امروزه موجود است. ایشان همچنین ۲ کتاب نیز در دست چاپ دارند که امید است به زودی روانه بازار گردد. آقای محمد سیدی هنرمند جوانی است که در آغاز راه خود قرار دارد و نوشته هایش بسیار متفاوت و سرشار از حس عمیقی نسبت به جهان پیرامون اوست. نظر شما را به یکی‌ از دست نوشته‌های بی‌ نظیر ایشان جلب می‌کنم:

«چه گفت زرتشت»

چنین گفت زرتشت اسپنتمان که راه در جهان یکی است و آن راه راستی است. در روزگارانی دور که زورگویان اهریمن صفت بر زندگی مردم چیره بودند مردی نیک اندیش از ماورالنهر یا به قولی از خراسان برخاست و ندای اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک را سر داد و به راستی دنیایی بسیار ژرف و گسترده ایست این ندای اهورایی و اما این پیام و سخن یکتا پرستی همچون دیگر پیامها از گزند کژاندیشان بدنهاد به دور نماند و در کشاکش دهر آسیب فراوان دید. تا آنجا که تاریخ گواهی می دهد نخستین گزندی که به اندیشه های زرتشت رسید از جانب آخوندهای میتراییسم بود که الهه ها و ایزدهای آیین میترا را وارد اندیشه های زرتشت کردند و سروده های زرتشت را که گاتها نام دارد با افسانه ها و داستانهای دیگر درآمیختند و اوستا را پدید آوردند. زرتشت را پیامبر نامیدند و اوستا را معجزه او و کتاب آسمانی خواندند.  

چنانچه بر همگان روشن است آنچه که می اندیشیم گفتار ما خواهد شد و آنچه که می گوییم کردار ما خواهد بود که در زندگی به کار می بندیم پس به راستی که باید نیک اندیشید و چنین بود پیام زردشت اسپنتمان که گفت: اندیشه نیک گفتار نیک و کردار نیک. در اوستا یسنا 29 و یا درگاتها سرود دوم که یکی از ژرف ترین بخشهای گاتهاست چنین می خوانیم : روان جهان به شما گله می دارد که برای چه مرا آفریدی؟ چه کسی‌ مرا به کالبد هستی درآورد؟ خشم زور گستاخی و دستیازی مرا فرا گرفته است. مرا جز تو پشت و پناهی نیست. رهاننده نیکی که مرا برهاند به من بنمای.

و یا در فرازی دیگر از همین سرود: آنگاه اهورامزدا که بافت و سرود زندگی از اوست گفت: آیا تو سردار و راهبری پارسا نمی شناسی؟ آیا تو برگزیده آفریدگار برای نگاهداری و نگاهبانی جهان نیستی؟

و این گفتگو به راستی بین روان جهان و اهورامزدا رخ میدهد . بسیاری از گاتهاشناسان بر این باورند که زرتشت در این سرود شخصیت هایی را آفریده است که با یکدیگر در مورد جهان آفرینش به گفتگو می نشینند و مشکلات جامعه بشری را به چالش می کشند. به راستی زرتشت هیچگاه درگاتها در مورد فلسفه آفرینش بهشت یا دوزخ و یا سخنهایی از این دست هیچ نگفت. از دیدگاهی دیگر فلسفه مرگ و یا از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود را به دست خرد و اندیشه هر انسانی که این سروده ها را می شنود می سپارد، چرا که خوب می داند گفتگو در مورد این موضوعها تنها باعث بردگی مردم در دکان داران مذهب خواهد گردید. آنچه که از دیدگاه زرتشت اسپنتمان مهم است آبادانی و شادی است و همچنین مبارزه با پیروان خدایان دروغین که با پرداختن به خرافه ها مردم را به بردگی کشیده دسترنج و ناموس آنها را به نام خدایان به چپاول می برند.

دیگر نکته ای که در گاتها وجود دارد همانا سخن در مورد اندیشه نیک است که پی در پی در سروده های زرتشت از آن سخن رفته است. از دیدگاه زرتشت، اندیشه های نیک است که دانش سازنده و خرد نیک را پدید می آورد و این دو سبب ساز آبادانی و شادی در بین مردمان جهان خواهد شد که همانا این خواست اهورامزداست. به همین سبب است که از همان آغاز گاتها (یسنا 28 و یا گاتها 1) از اندیشه نیک سخن رفته است که بخشی از سرود آغازین چنین است: با همه کردارهای پاک و راست که با خرد و اندیشه نیک انجام می گیرد روان آفرینش را خشنود می سازم.

و چنین است که دارنده اندیشه نیک را بدون کار و تلاش نسزد که وهومن نامند. در بخش 14/34 گاتها چنین سرود زرتشت اسپنتمان: ای اهورا بی گمان تن و جان کسانی از آن پاداش نوید داده شده برخوردار می گردد که کار با اندشیه نیک کنند. در آبادانی و پیشرفت جهان بکوشند و در پرتو راستی آیین خرد تو را پیش برند و خواست تو را برآورده سازند.     

زرتشت درسروده های خود انسان دارنده اندیشه نیک را وهومن نامید و به آن اهمیت فراوان داد. در گاتها 160 بار واژه وهومن آورده شده شده است که خود نشان از اهمیت آن دارد. در زبان گتیک که شاخه ای از زبان هند و اروپایی سانسکریت است وهومن به صورت MANANGAHA آورده شده است که همان انسان دارای اندیشه نیک می باشد.

چنین بود بخش بسیار کوچکی از پیام زرتشت اسپنتمان که بر پایه ی راستی و درستی سروده شد تا راهی باشد برای اصلاح هر انسان به دست خودش. بسیار جای شگفتی است که امروزه می بینیم و می شنویم که برخی از کژاندیشان و ناآگاهان گویند : زرتشت آتش پرست بود !!! حال آنکه در گاتها کوچکترین سخنی در در مورد پرستیدن آتش گفته نشده است. امید است که پیش از آتش پرست خواندن ایرانیهای باستان و پیشینیان خود لختی به خواندن گاتها بپردازند و خود با خرد و اندیشه نیک در پرتو راستی به قضاوت بنشینند که چه گفت زرتشت اسپنتمان.

خداوند ایران و ایرانی را بپاید...

علاقه مندان براى آگاهى بيشتر در مورد آثار آقای محمد سيدى مى توانند با نشانى اينترنتى زير تماس حاصل نمايند:
zardosht_toos2004@yahoo.com 

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه 18 تیر1388 و ساعت |