تبليغاتX
 Persian Gulf
به تارنگار راه راستی خوش آمدید راه راستی

شاپور يکم؛ کابوس امپراتوران روم

تندیس زانو زدن والرين(امپراتور روم) در برابر شاپور يکم در نقش رستم 

شاپور یکم فرزند اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسله ساسانی) بود و 30 سال( از ۲۴۱ - ۲۷۱ م) در ایران پادشاهی کرد. او به سفارش پدر و پس از مرگ وی به تخت نشست.

گوردیانوس (امپراتور روم) به منظور جبران شكست نيروهاي رومي از اردشير پاپكان (پدر شاپور يكم) به ايران لشكر كشيد و شاپور یکم در جنگ سال 246 ميلادي او را شکست داد. خود شاپور در كتیبه هایش میگوید (برگرفته از كتاب تاریخ مردم ایران): « وقتی که ما به سلطنت مستقر شدیم ؛ قیصر گوردیانوس ؛ از مردمان روم و گوت و ژرمن نیرویی گرد اورد و برای مقابله با ایران به اسورستان ( سوریه ) امد . در مرز اسورستان در مشیکهه نبردی بزرگ روی داد . قیصر گوردیانوس کشته شد و نیروی رومی تباه شد . »

در پی مرگ گوردیانوس؛ فیلیپ عرب امپراتور و فرمانروای روم گشت و با اگاهی از ناتوانی سپاهیان روم و توانمندی افزون لشگریان ایران و پیش بینی شکستی سهمگین تر، ناگزیر به پرداخت غرامتی هنگفت (پانصد هزار سكه طلا و واگذاری زمین‌های زیادی) به ایران شد. این نکته ای است که شاپور خود نیز در کتیبه کعبه زرتشت بدان اشاره داشته است : « رومی ها فیلیپ را قیصر کردند و انگاه قیصر فیلیپ نزد ما امد و پانصدهزار دینار جهت فدیه حیات یاران خویش بداد و باج گزار ما گشت...»

بعد از مرگ فيليپ؛ سناي روم والرين را به امپراتوري انتخاب و مامور جنگ با ايران و گرفتن انتقام شكستهاي گذشته كرد. والرين پسرش را به غرب فرستاده و خود برای مقابله با ایرانیان راهی شرق شد. ارتش ايران به فرماندهي شاپور يكم در سال 260 در ناحيه «ادسا (امروز: ارفا = اورفا)» در شرق فرات (جنوب تركيه امروز) ارتش روم را شكستي سخت داد و والرين امپراتور اين كشور با 71 هزار نظامي رومي را اسير كرد . به جز سربازان ؛ شمار فراوانی صاحب منصبان ؛ سناتورها و سرداران رومی نیز در زمره اسیران بودند.

هفتم نوامبرسال 260 ميلادي در شهر تيسفون (مدائن ــ 36 کيلومتري جنوب بغداد امروز) شاپور يكم، شاهنشاه ایران از دودمان ساساني، در مراسمي در برابر والرين (پوبليوس ليسينيوس والريانوس) امپراتور روم و ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بود؛ ايران را خورشيد گيتي تاب (به اصطلاح امروز: تنها ابر قدرت جهان) اعلام كرد. والرين و ژنرالهايش درجنگ به اسارت ايران در آمده بودند(تعرضي که خودشان آغازگر آن بودند) و اين روز نه تنها يكي از روزهاي درخشان تاريخ ميهن گرامي ما، بلكه همه مشرق زمين است. براي اين كه ايرانيان اين پيروزي خود را فراموش نكنند و جهانيان براي هميشه عظمت ايران را در نظر داشته باشند و مشرق زميني ها خود را مديون توان ارتش ايران بدانند، شاپور دستور حک پیکره‌ای عظیم در دل کوه رحمت در نقش رستم داد که وی را پیروزمندانه نشسته بر اسب نشان می‌دهد در حالی که امپراتور مغرور روم فروتنانه در برابر وی زانو زده‌است تا این پيروزي تا ابد باقي بماند، و مانده است. در پي مراسم هفتم نوامبر، شاپور هزاران اسير رومي را براي ساختن سد شوشنر (بند قيصر)، ساختن شهر گندي شاپور در خوزستان و بيشاپور در فارس استفاده كرد.

شرح اين پيروزي نظامي درخشان ايرانيان را «مارسليوس» كه خود ناظر صحنه هاي آن بوده برنگاشته است. به نوشته ادوارد گيبون، اين شكست شيرازه امپراتوري روم را از هم گسيخت. انچه روشن است شاپور را باید به راستی کابوس امپراتوران روم نامید ؛ زیرا پیش از او ؛ همانگونه که تورج دریایی؛ نویسنده کتاب شاهنشاهی ساسانی؛ نیز بیان داشته است کس یارای ان نیافته بود « یک امپراتور روم را بکشد ؛ از دیگری باج ستاند و سومی را اسیر و زندانی کند .»

در زمان او مرزهای ایران گسترش یافت و او توانست امپراتوری بزرگ ساسانی را با قدرت و شوکت نگهداری کند. شاپور اول چه در جنگ و چه در صلح پادشاه موفقی بود. روزی یکی از پادشاهان روم در نامه ای به شاپور نوشت: «ای شاه ایران! از پیشرفت‌های شما در کار جنگ و امور کشورداری و فراهم کردن آسایش مردم چیزهای زیادی شنیده‌ام. اما نمی‌دانم سبب این همه موفقیت شما چیست؟ دوست دارم روش شما را در پیش گیرم.» شاپور در جواب او نوشت: «من این موفقیت‌ها را با پرداختن به کارهای زیر به دست آوردم:
- هرگز کار امر و نهی را شوخی نگرفتم؛
- هر وعده‌ای که دادم، به آن عمل کردم؛
- به خاطر هوس‌های نفسانی نجنگیدم؛
- با امید دادن، نه بازور، قلب‌های مردم را تسخیر کردم؛
- مردم را از اموری که جان و مال و آبرویشان را به مخاطره می‌انداخت، آگاه کردم؛
- گناهکاران را متناسب با گناهی که مرتکب شده‌بودند، مجازات کردم؛
- خطاکاران را برای حفظ عدالت مجازات کردم، نه به خاطر خشم خود؛
- معاش همه مردم را فراهم ساختم؛
- چیزهای بیهوده را از میان برداشتم.»

می‌گویند، شاپور به یکی از استانداران خود نوشت: « وقتی از...

برای خواندن كل یاداشت (كه توصیه میكنم)، به گزینه ادامه مطلب (در زیر) رجوع كنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

انوشیروان دادگر

تندیس انوشیروان دادگر بر سردر کاخ دادگستری (تهران)

انوشیروان دادگر یا همان خسرو انوشیروان (پسر قباد) از دودمان ساسانیان و یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان ایران بود که به دادگری پرآوازه شده‌است. مادر وی دختری دهقان بود كه قباد در نیشاپور او را به زنی گرفت. انوشیروان عادت و آیین و شمایل نیکو داشت به همین جهت به او لقب دادگر یا عادل دادند. عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز می‌شود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعهٔ ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید. همچنین كتاب كليله و دمنه نخستين بار در زمان اين پادشاه به ايران آورده و ترجمه شد. او در برابر زیاده‌خواهی‌های رومی‌ها ایستاد، حبشی‌ها را از یمن بیرون کرد، به یورش‌های هفتالیان به خاک ایران پایان داد، دانشگاه گندی‌شاپور را به کوشش وزیر خردمندش، بزرگمهر، رونق داد و سازمان اداری، مالی و ارتش پارس را بهبود بخشید. در نزدیک ۵۰ سال فرمان‌روایی انوشیروان(۵۷۹-۵۳۱ میلادی)، سرزمین ایران از سند تا دریای سرخ گسترش یافت.

جالب تر از همه اینكه در كتاب معروف اسلامی بحار الانوار جلد 15 صفحه 250 و كتاب مناقب جلد 1صفحه 172 حدیثی از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود:«ولدت فى زمن الملک العادل ‏انوشیروان‏» در زمان پادشاه دادگر یعنى انوشیروان متولدشدم. طبق این حدیث، پیامبر اسلام انوشیروان ساسانى رابه عدالت‏ستوده،و دادگر و عادل بودن او را گواهى داده است.

ظهور انوشیروان دادگر مطلع درخشانترین دورهٔ عهد ساسانی است. در روایات شرقی نمونهٔ دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند: در کتاب مروج الذهب از مسعودی اینگونه آمده است : انوشیروان روزی سفرا و وزیران كشورهای منطقه را به حضور پذیرفت و آنان را دعوت رسمی نمود تا از طاقِ کسری (ایوانِ مداین) باشكوه ترین ابنیه آن روزگار دیدن كنند . که همگان از این ابنیه باشکوه تاریخ شگفت زده شدند . یكی از آنان فرستاده قیصر روم بود كه مشغول تماشای این كاخ بود كه ناگهان به نزد شاهنشاه ایران رفت و چنین گفت: من از این معماری باشكوه شگفت زده شده ام ولی فقط مشكلی در میدان اصلی كاخ می بینم كه این یك نقص اساسی به حساب می آید چرا آنرا برطرف نکردید ؟ شاه لبخندی زد و چنین گفت : در آن مكان خانه پیر زنی بود كه حاضر به فروش خانه خود به دولت نشد و چون نخواسیم كه به پیرزن ستم روا داریم آن خانه را به همان حال رها كردیم .فرستاده قیصر روم اینگونه پاسخ داد : همانا كه این نقص بهتر از هزاران كمال است .

گویند که انوشیروان برای دفاع در برابر رومیان نیاز به پول پیدا کرد تا خرج سپاهیان کند اما حسابداران دریافتند که خزانه سی صد هزار درهم کم دارد. انوشیروان دستور داد تا نمایندگانی به مازندران اعزام شوند تا کمبود هزینه­ جنگ را فراهم کنند. اما به پیشنهاد وزیر دانشمند او « بزرگمهر »، تصمیم گرفتند که این پول را از توانگران وام بگیرند و هرگاه پول از مازندران رسید طلب توانگران پس داده شود. با قبول این پیشنهاد فرستاده­ای به شهر روانه کردند تا از مردم برای شاه وام بگیرد. از ثروتمندان شهر کفشگری بود که وقتی میزان وام را دانست همه پول خود را تحویل فرستاده داد و آن گاه گفت : کودکی دارم که هوش و خرد دارد خواهم که شاه دستور دهد تا او را به فرهنگیان بسپارم تا او را به دبیری بگمارند. انوشیروان هنگامی که از ترفند کفشگر با خبر شد از آن جا که با هر گونه تبعیض و ناعدالتی شدیداً مخالف بود فرمان داد تا سیم و زر آن مرد کفشگر را به او باز پس دادند. انوشیروان هیچ گاه با آموزش و ارتقاء سطح دانش فرزند آن کفشگر مخالف نبود؛ او چون همیشه در پی مبارزه با رشوه­خواری و بی نظمی برآمد و دور از عدل و انصاف می­دانست که فرزند کفشگر تنها به خاطر ثروت پدرش جدا از فرزندان سایر کفشگران و پیشه وران و بدون طی مراحل لازم به سمت دبیری نائل شود.

او برای نظم و انضباط در ارتش و سازماندهی آن اهمیت زیادی قائل بود و برای انجام این امر از هیچ کاری فروگذار نبود. فردوسی روایت می­کند که انوشیروان سازماندهی سپاهیان را به موبدی هوشیار و روشن اندیش به نام « بابک » سپرد. بابک نزدیک کاخ شاه میدانی فراخ و هموار برای ساماندهی سپاهیان و رده بندی آن ها آماده کرد و از همه سپاهیان خواست تا با اسب و سلاح  تمام به میدان گرد آیند. بابک سه روز متوالی این دستور را صادر کرد ولی هر بار روی به سپاهیان نمود و گفت : «امروز بروید و فردا دگر بار بیایید چون امروز یکی از بزرگان سپاه بی خبر مانده است و نیامده است». چون فرمان بابک به گوش انوشیروان رسید ، خندید و بی درنگ کلاهخود بر سر نهاد ،زره بر تن کرد ، گرز گاو روی به دست گرفت ، تیر خدنگ بر کمر زد ، کمان به بازو و کمند به زین افکند ، کمر زرین بر میان بست و بر اسب نشست و به جمع سپاهیان رفت. بابک چون شاه را آن چنان آراسته و آماده دید هر یک از مردان سپاهی را هزار درهم و هر کدام از سران سپاه را دو هزار درهم و انوشیروان را یک درهم بیش از آنان پاداش داد. آن گاه انوشیروان به بابک فرمود : ای هوشیار مرد، هرگز از راستی روی بر متاب. از این کار که کردی به چشم من ارجمندتر گشتی و مهر و دلبستگی من به تو فزون­تر شد.

اصلاحات اقتصادی و مالی انوشیروان : زیاده نیست اگر بگوییم انوشیروان ،یکی از بنیان گذاران نظام نوین مالیاتی در ایران و جهان است . او پس از رسیدن به پادشاهی دست به اصلاح امور مالی و مالیاتی کشور زد و به افراد درست کار و خیرخواهی که خود گزیده  بود فرمان داد که همه زمین های کشاورزی را به دقت مساحی و ممیزی نمایند و توزیع مالیات اراضی بر آن اساس قرار گرفت. صاحب کتاب « تاریخ قم » راجع به جزیه یا مالیات سرانه در زمان انوشیروان می­نویسد : « انوشیروان افرادی را که به هر علت توانایی پرداخت مالیات نداشتند از پرداخت آن معاف کرد. از جمله : 1 ـ اهل بیوتات 2ـ زنان 3 ـاهل کتاب و علم از دانشجویان و حفاظ و غیرآن  4 ـ جمعی که برای خدمتکاری نزد دیگران باشند  5 ـ افراد بالای پنجاه سال و زیر بیست سال  6 ـ بینوایان و مستمندان  7 ـ بیماران و ناتوانان و مانند آن. »

توسعه کشاورزی در زمان انوشیروان : در دوران انوشیروان توسعه کشاورزی... 

برای خواندن كل یاداشت (كه توصیه میكنم)، به گزینه ادامه مطلب (در زیر) بروید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه 19 دی1387 و ساعت |

 مراسم ازدواج زرتشتیان

IMG_1573.JPG  در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشكیل خانواده منزلت والايي دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد! این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت. زرتشتیان كه تعداد  آنها در دنیا بیش از ٣۰۰ هزار نفر و در ایران ٣۰ هزار نفر می باشد پس از گذشت قرن ها مراسم مربوط به ازدواج خود را نگه داشته و بنا بر باورهای دیرین خود رفتار می كنند.  به این مراسم نگاه کنیم که چه اندازه زیبا هستند. بیاییم این آداب انسانی و والا را پاس داریم.

خواستگاری

خواستگاری زرتشتیان به این روش است كه مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیك برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه‌ای كه در باره ی خواستگاری از سوی پسر به  پدر دختر نوشته شده همراه خود می برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی كاغذ سبز رنگ و در پاكتی سبز می گذارند و با یك دستمال سبز و یك كله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می برند. جواب نامه  چند روزپس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده می شود. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان می دارد و به دنبال آن  نامزدی آغاز می شود.

نامزدی

در روز نامزدی پسر همراه خانواده خود به خانه دختر می رود و همراه با بردن انگشتر نامزدی هدایايي (از قبیل كیف، كفش، پارچه ،‌سكه طلا) به دختر می دهد.دادن این هدایا همراه با مراسم ویژه ای است. در جلوی همه این هدایا دو لاله كه در داخل هر كدام یك شمع روشن قرار دارد همراه آیینه،‌گلاب‌پاش، یك كله قند و  نقل با خود می برند و پس از پیش کش کردن این هدایا از سوی پسر به دختر، آنان انگشتر نامزدی را در دست همدیگر می كنند. چند روزپس از نامزدی،‌خویشان دختر نیز با دو لاله روشن ونقل و كله قند سبز پوش،‌گل، پارچه و هدایای دیگر به خانه پسر می روند و آنها را به خانواده پسر هدیه می كنند. در این دیدار، دختر همراه پدر و مادر وخویشان خود نمی رود زیرا این كار را گونه ای سبكی ازسوی دختر می دانند. پسر می تواند بعد از انجام مراسم نامزدی به خانه دختر رفت و آمد كند .پس از مدتی،‌كه  به آمادگی دو خانواده بستگی دارد، روز عروسی را كه باید روزی نیك و مبارك باشد برمی گزینند.

عروسی

چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیك به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (كیف و كفش،‌چند قواره پارچه،‌طلا و لوازم آرایش…) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر ( كفش، پیراهن …) خریداری می شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه‌ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی كنند می برند و خانه را خود تزيين و آماده می كنند. هم چنین در این روز همراه با بر پا كردن جشن كوچكی، با نخی كه از سوی خانواده دختر فرستاده شده رختخواب عروسی به یاری خانواده پسر دوخته می شود.  گرد همایی برای مراسم عروسی را انجمن گویند.در یزد مراسم زیبای حنابندان نیز رواج دارد و دست و پای دختر و پسر را با نقش های زیبا می آرایند.عقد و عروسی زرتشتیان در یك روز انجام می گیرد. روز عروسی،‌عروس و داماد وخویشان نزدیك پیش از شامگاه برای انجام مراسم عقد در نیایشگاه حاضر می شوند. دراین مراسم در پیشاپیش عروس و داماد،‌كتاب اوستا، دو لاله ی روشن،‌آیینه،‌نقل سفید، انار و تخم مرغ به وسیله اقوام نزدیك به معبد برده می شود. عروس و داماد در جای ویژه ای كه در جلوی سفره عقد است می‌نشینند.

سفره ی پیمان (گواه) یا عقد

سفره ی عقد یا گواه بر روی زمین گسترده می شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است . سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیزها دیده می شود:گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه ی عسل. سکه ی طلا. شاخ یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه ی بخت. لاله( شمعدان)

عروس و داماد روبروی هم می نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می دارند و دو کله قند را به هم می سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می خوانند:

مسابم و مسابم!...........چی چی مسابی؟

مهر و محبت مسابم!.......برای کی مسابی؟

 برای عروس و دوماد!

داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید...

برای خواندن كل یاداشت (كه توصیه میكنم)، به گزینه ادامه مطلب (در زیر) بروید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشید در جمعه 13 دی1387 و ساعت |
سپهسالار رستم فرخزاد 

رستم فرخزاد فرمانروای خراسان، پسر سپهبد فرخ هرمز، سردار معروف و مدبر و دلیر اواخر عهد ساسانی بود. در منابع گوناگون او را «رستم سپهبد»، «رستم فرخ‌هرمز» نیز نامیده‌اند . در سال ۶۳۶ میلادى از سوی شاهنشاه ایران یزدگرد سوم مامور تهیه سپاه و جنگ برای دفع اعراب شد. وی كه نایب‌السلطنهٔ حقیقی ایران محسوب می‌گشت از خطر عظیمی که درنتیجهٔ حملهٔ اعراب به کشور ایران ممكن بود روی دهد اطلاع داشت، سپاهیان او به فرماندهی بهمن جادویه و لشگر اعراب به سركردگی  ابوعبید ثقفی در كنار رود فرات با یكدیگر روبرو گردیدند. در این جنگ (جنگ پل) ابو عبید ثقفی  كشته شد و اعراب شكست خوردند و متواری شدند اما افسوس كه تعقیب و سركوبی كامل آنها به سبب شورشی  كه در تیسفون(پایتخت ایران) روی داد امكانپذیر نگردید و بهمن مجبور به برگشت به پایتخت شد. یكسال پس از این شكست، عمر بن خطاب خلیفه اعراب سپاه دیگری برای حمله به ایران تدارك دید و فرماندهی آن را به سعد بن وقاص سپرد و برای مقابله با یورش اعراب بار دیگر رستم فرخزاد  به ریاست سپاهیان ایران برگزیده شد و خود شخصا فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و درفش كاویانى (پرچم ایران) را در برابر خود نصب کرد. سپاه دو طرف در قادسیه (در ۳۰ كیلومترى كوفه ) در برابر هم صف آرایى كردند. این جنگ (جنگ قادسیه)  چهار روز به دازا كشید و با وجود برتری ایرانیان در روز نخست، به سبب ورود نیروهاى امدادى سورى به صف اعراب در روز سوم - برخاستن توفان شن به سمت نیروى ایران و مهمتر از همه مرگ رستم در صحنه جنگ، سپاه ایران از هم پاشید و جنگ در روز چهارم به سود اعراب پایان گرفت و درفش كاویانى به دست تازیان افتاد و سرانجام تیسفون پایتخت ایرانیان سقوط كرد. هنگامی که تن رستم را یافتند جای صد ضربه شمشیر و نیزه بر تنش بود...

حكیم فردوسی در اثر جاودان خود شاهنامه، حكایت های بسیاری درباره رستم فرخزاد سروده است كه یكی از دلنشین ترین آنها نامه رستم فرخزاد به سعد بن وقاص میباشد. با روایت حكیم فردوسی، رستم فرخزاد در بخشی از این  نامه به سعد بن وقاص فرمانده سپاهیان عرب می نویسد:

 ز شیر شتر خوردن و سوسمار

                                               عرب را بجایی رسید است كار

كه تاج كیانی رو كند آرزو

                                               تفو باد برچرخ گردون، تفو

در كتاب تاریخ ایران از زمان باستان تاسده هیجدهم، آمده است : وقتی اعراب برکاخ تیسفون دست یافتند« همه ظروف طلا ونقره، پارچه های گرانبهای ابریشمی وزربافت، قالیهای نفیس، سنگ های قیمتی، اسلحه واموال فراوان وبردگان بسیار از زن ومرد به غنیمت بردند وشهر تیسفون چنان ویران وسوخته وغارت وتهی از سکنه شد که دیگر درهیچ دورانی احیاء نگشت.»

عبدالحسین زرین کوب در كتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند ؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند. شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتر، زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اعراب به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند...

بگويش که(پیام دیگری از رستم فرخزاد به سردار تازی):

در جنگ مُردن، به نام

                                 به از زنده، دشمن بدو شادکام

و چنین بود روزگار ایرانیان...روان این جوانمرد بزرگ و میهن پرست شاد.

برگرفته از:

كتاب تاریخ اجتماعی ایران- مرتضی راوندی / كتاب دو قرن سکوت- عبدالحسین زرین کوب

كتاب اسلام در ایران- پتروشفسکی / كتاب ملاحظاتی در تاریخ ایران- علی میرفطروس

كتاب تاریخ فتوح البلدان- البلاذری / كتاب تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸،ترجمه کریم کشاورز

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه 7 دی1387 و ساعت |
استفاده از عدد پي در بناي تخت جمشيد

نمونه ای از یکی از شهرهای هخامنشیان
مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي( ۳.۱۴) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كرده اند.
عدد پي( ۳.۱۴) در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.
"عبدالعظيم شاه كرمي" متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت : بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.

دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت : مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.
هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون "ناسا" براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، آ«غياث الدين محمد كاشانيآ» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.
شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت : "به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است."
داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.
مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.
با تشكر از دوست عزیز جناب مهندس حسن علیخانی كه این مطلب را ارسال كردند.
 
برگرفته از: وب سایت جامعه معماران ایران

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه 1 دی1387 و ساعت |