تبليغاتX
 Persian Gulf
به تارنگار راه راستی خوش آمدید راه راستی
 فیروزان، سمبل مقاومت مردم ایران
 
 

فیروزان (پیروز نهاوندی) سرباز گمنام و بنامی است که برای نجات ایران با اعراب مهاجم جنگید و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است. در جنگی که به سقوط تیسفون منجر شد به دست اعراب اسیر شد و به عنوان برده به یک نفر عرب به نام « مغیره  بن شعبه » حاکم بین النهرین ( به قولی حاکم بصره یا کوفه ) فروخته شد. آنگونه که در کتاب (تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی) گفته شده ، فیروزان کسی بود که عمربن خطاب خلیفه مسلمین و کسی را که به ایران لشکر کشید را کشت و به نوعی انتقام ایرانیان را گرفت . فیروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لولو میگویند به فیروزان ابو لولو یا پدر مروارید گفته میشد.

پیروز نهاوندی که تا آن زمان همچنان پایبند به آیین نیاکان بود ، به سال 23  هجری ، در یک فرصت مناسب « عمر » خلیفه اعراب را  که دستور تجاوز به خاک پاک ایران را صادر کرده بود ( به عنوان یک متجاوز و نه الزاما به عنوان یک خلیفه ) را به خونخواهی یزدگرد سوم ، رستم فرخ زاد ، زنان و دختران ایرانی که توسط اعراب متجاوز به بردگی گرفته شده بودند و به مهرزاد بومش ایران ، با خنجری دو دم از پای در آورد. عبیدالله عمر، پس از قتل پدرش، فیروزان را همراه با مروارید دخترش ، هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسیحی ایرانی بنام حفینه را ناجوانمردانه به قتل رسانید.
مدت هاست که شایعه ویران کردن آرامگاه فیروزان یا ابولولو در ایران بگوش میرسد . این شایعه با بستن درهای آرامگاه به روی بازدیدکنندگان و توریست ها جدی تر شد و اکنون که مرکز پژوهش های باستانشناسی وابسته به دانشگاه لندن رسما اعلام کرده که این اثر تاریخی و باستانی به زودی ویران خواهد شد. یکی از کسانی که به شدت این ماجرا را دنبال کرده شخصی است بنام محمد سلیم العوا دبیر کل اتحادیه بین المللی محققین مسلمان (که شهرتش از آنجائی است که گفته خداوند زن ها را برای بارور شدن و بچه آوردن به دنیا آورده است!!!).

دکتر محمد سلیم العوا دبیر کل اتحادیه جهانی علمای مسلمان درگفت و گو با سایت خبری العربیه اظهار داشت :تعطیلی این مزار پس از تلاش های اتحادیه جهانی علمای مسلمان صورت گرفت و هیاتی از این اتحادیه نیز در چند ماه گذشته به ایران سفر کرده و علاوه بر برسی موضوعات روابط اهل تسنن و شیعیان به ویژه در کشورهای عراق و لبنان، موضوع وجود مزاری برای قاتل خلیفه دوم در شهر کاشان را مطرح و آنرا از موانع تقریب میان مذاهب اسلامی دانستند...
وی اضافه کرد : در این سفر فهمیدیم که بسیاری از مسئولان دولتی حتی نام این مزار را هم نشنیده اند اما پس از بررسی، تصمیم گرفتند که این مزار تعطیل و سپس ویران شود...
مقبره فیروزان که در بین راه کاشان به شهر فین واقع است شامل یک حیاط، یک ورودیه، یک گنبد مخروطی با کاشیکاری فیروزه ای و سقف های نقاشی شده است. تاریخ اصلی ساختن بنا مشخص نیست اما میدانیم که در نیمه دوم قرن چهاردهم کاملا " بازسازی شده و سنگ قبر جدیدی نیز بر روی مزار او قرار داده شده است.

برگرفته از:

كتاب تاريخ ده هزار ساله ايران-عبدالعظيم رضائي

كتاب تشیع و سیاست در ایران-بهرام چوبینه

كتاب تاریخ و فرهنگ ایران - دکتر محمد محمدى ملايرى

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه 22 آبان1387 و ساعت |
آريو برزن، ژنرال بزرگ تاريخ ايران

آريو برزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين، دليرانه از سرزمين خود پاسداری كرد و در اين راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت.«اسكندر مقدوني» در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaugamele ) و شكست پايانی ايران، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد. اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد: بخشي به فرماندهي (پارمن ين) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان كنوني) به سوي پارسه روان شد و خود اسكندر با سپاهيان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه كنوني) را در پيش گرفت و در تنگه‌هاي دربند پارس (تنگ تك آب كنوني) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد. در جنگ دربندپارس، آخرين پاسداران ايران، با شماري اندك، به فرماندهي آريو برزن، در برابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند و سپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند. با وجود آريابرزن و پاسداران تنگه‌هاي پارس، گذشتن سپاهيان اسكندر از اين تنگه‌هاي كوهستاني امكان‌پذير نبود. از اين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان در جنگ ترموپيل و گذر از راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نکهبانان ايراني رساند و آنان را درمحاصره گرفت. آريو برزن با 40 سوار و 1200 پياده و وارد كردن تلفات سنگين به دشمن، خط محاصره را شكست و براي ياري به پايتخت به سوي پارسه شتافت ولي سپاهياني كه به دستور«اسكندر» از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش از رسيدن او به پايتخت، به پارسه دست يافته بودند. آريو برزن با وجود واژگونی پايتخت و درحالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود، به وارانه(برعکس) منطق جنگ، حاضر به تسليم نشد و آنقدر در پيكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه يارانش از پاي درافتادند و جنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريوبرزن به خاك افتاده بود.

بر پایه یادداشتهای روزانه "كالیستنس " مورخ رسمی اسكندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد، نیروهای این فاتح مقدونی در پیشروی به سوی "پرسپولیس" پایتخت آن زمان ایران، در یك منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگیلویه.اين محل معبري بود كه از پارس به شوش مي رفت) با یك هنگ ارتش ایران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهی ژنرال «آریو برزن » رو به شدند.

آریو برزن به سوی پارسه رفت تا خود را زودتر از آنان به پايتخت برساند و مردم این شهر را نجات دهد که در میانه راه با لشکری دیگر از اسکندر که از پیش بر جلگه پارس اسکان یافته بودند مواجه شد ..... راه دیگری نبود ، سردار پارسی نبرد را اغاز نمود و جنگي سهمگين در گرفت. یوتاب خواهر آریو برزن (یكی از سرداران داریوش سوم)،همراه با برادر خود پا به پا جنگید...آريو برزن رشيد حاضر به تسليم نشد ، از جان خود گذشته و به صفوف مقدوني ها زد.

در کتاب اتیلا نوشته ی لویزدول امده که اسکندر که از شجاعت او خوشش امده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی اریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.))

سرانجام انقدر با تیر و نیزه اورا زدند که یک نقطه ی سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس"
آریو برزن و مردانش 90 سال پس از ایستادگی لئونیداس پادشاه اسپارتی ها كه در اوت سال 480 پیش از میلاد،در برابر ارتش خشایارشاه در تنگه ترموپیل ، كه آن هم در ماه اوت روی داد، مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» تفاوت در این است؛ كه یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یك پارك و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حك كرده اند :ای رهگذر، به مردم لاكونی ( اسپارت ) بگو كه ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت كرده باشیم( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد)
ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است
آریو برزن یکی از وطن پرست ترین فرمانده هان ایران زمین بود. کسی که تا حد مرگ مقابل اسکندر جنگید، اما نتوانست مانع پیروزی او و همچنین به اتش کشیدن و ویرانی پرسپولیس که پایتخت امپراتوری ایران ان زمان بود بشود
دلاوری های ژنرال آریو برزن، یكی از فصول تحسین برانگیز تاریخ وطن ما را تشكیل می دهد و نمونه ای از جان گذشتگی ایرانی ها در راه میهن رانشان می دهد.

برگرفته از: كتاب تاریخ ایران باستان-  حسن پیرنیا / کتاب اتیلا - نوشته لویزدول

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه 15 آبان1387 و ساعت |

سورنا، سردار نامدار تاریخ

سورنا (سورن پهلو) یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر میبست.وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد.
کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر میپروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهمکوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
فرستاده ي ارد دوم ( شاه اشكاني ) به نزد كراسوس آمده تا درباره ي دليل اين دشمني از او پرسش كند . فرستاده ایران گفت: « اگر براي نام آوري آمده اي ، ما آماده ي جنگيم اما اگر بهانه ي اين جنگ و خونريزي ملت توست ، ما با مردمت هيچ ناسازي و دشمني نداريم ». كراسوس پاسخ داد : « پاسخ شاهت را در سلوكيه مي دهم » . فرستاده ایران جواب داد: « اگر بر كف دست من مو ديدي ، سلوكيه را هم خواهي ديد ».
کراسوس (رییس دوره‌ای شورا) با سپاهی مرکب از۴۲ هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک۱۳) پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومیها کرد. نبرد میان دو کشور در سال ۵۳ پیش از میلاد در جلگه‌های میانرودان (بینالنهرین) و در نزدیکی شهر حران یا کاره (carrhae) روی داد. در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود کند. کراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند.

لژيون هاي رومي سپرهاي بزرگ و كلفتي داشتند كه در پشت آن پناه مي گرفتند و نيزه هايي قوي و بلند به درازاي 2.5 تا 3.5 متر كه اجازه نزديك شدن به كسي نمي داد . هنگامي كه لژيون هاي رومي آرايش نظامي مي گرفتند و به اصطلاح به درون لاك مي رفتند ، ديگر نه تير و زوبين و نه شمشير بر رويشان كارگر نبود و اين شيوه اي بود كه رومي ها با آن توانسته بودند نيمي از جهان را بگيرند . در اين ميان سورنا از شيوه ي جنگ و گريز بهره مي گيرد ، شيوه اي كه امروزه به جنگ هاي پارتيزاني معروف است . شيوه اي كه لژيون رومي را مجبور مي كند كه از لاكش بيرون بيايد و اين يعني باز شدن و شكست . شيوه ي سورنا شيوه اي جالب و شگفت است كه هنوز هم كاربري دارد . به دستور سورنا ، سواران ايراني ، لباس هاي كهنه اي بر روي لباس هاي رزمي خود پوشيده اند . كراسوس از فرات گذشته و آماده ي درگيري است ، در برابر خود سپاهي مي بيند كه در چشم او ، وحشي و ژنده پوش است . لژيون ها كه شكست چنين سپاهي را ساده مي بينند از لاك دفاعي خود بيرون مي آيند . لشگر زرهي سورنا آن كاه كه به نزديك لژيون ها مي رسد ، كهنه لباس هاي خود را از تن مي كند . اما لژيون هاي رومي ديگر فرصتي براي آرايش نظامي ندارند ، از لاك دفاعي بيرون آمده اند و كاملا آسيب پذيرند . پارت ها شيوه اي ديگر نيز دارند كه برگرفته از همين شيوه ي جنگ و گريز به شيوه ي پارتيزاني است . اين ترفند در نبرد ميان ايران و روم در ميان تير اندازان ايراني معمول است ، شيوه اي هراس انگيز كه رومي ها آن را به نام خدنگ پارتي يا تير پارتي مي شناسند .
جنگ حران دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پیدرپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.

بد نیست یادآوری شود که سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. سورنا در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت.

برگرفته از: كتاب ایران از آغاز تا اسلام - گریشمن - ترجمه محمد معین

هرگونه کپی و برداشت از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه 4 آبان1387 و ساعت |